معنی go و جمله با go و گذشته با go

معنی go | جمله با go | فریزال ورب با go در انگلیسی
()

فهرست آموزش

راسا فریز

دانلود ویدئو

بروزرسانی شده در 1ام بهمن , 1402

در این آموزش رایگان زبان انگلیسی می‌خواهیم معنی go و جمله با go و گذشته با go در انگلیسی یاد بگیریم، پس سلام به همراهان گروه آموزشی راسا و علاقه‌مندان به یادگیری زبان انگلیسی و مخصوصا دوستانی که به آموزش‌های”کلمات پرکاربرد انگلیسی” علاقه دارند. به فایل صوتی زیر گوش بدید.

گذشته فعل go در انگلیسی

سه حالت فعل go و گذشته فعل go در انگلیسی went هست و قسمت سوم یا P.P فعل go در انگلیسی gone هست.

حال go Ingدار go گذشته go P.P go
go going went gone

 

معنی go و جمله با go و گذشته با go

معنی Go on/to keep on | جمله با Go on/to keep on

to continue doing something

معنی Go on/to keep on به فارسی ادامه دادن کاری است.

   Please go on with your conversation.

    لطفا به گفتگوی خود ادامه دهید.

 Keep on pursuing what you like.

  به دنبال چیزی که دوست داری ادامه بده

 I will call the police if he keeps on bothering me.

  اگر مدام اذیتم کند با پلیس تماس خواهم گرفت.

معنی Go about | جمله با Go about

to start to do something or to do something, as usual,

معنی go about شروع به انجام کاری یا انجام کاری طبق معمول

   I don’t know how to go about it. Can you just show me?

    من نمی دانم چگونه در مورد آن اقدام کنم. میشه فقط به من نشون بدی؟

   He was such a talented CEO. He could go about his business in such a terrible financial crisis.

    او یک مدیر عامل با استعداد بود. او می توانست در چنین بحران مالی وحشتناکی به تجارت خود ادامه دهد.

 We need to discuss how to go about solving these problems in the monthly meeting.

  ما باید در جلسه ماهانه در مورد چگونگی حل این مشکلات بحث کنیم.

معنی Go along | جمله با Go along

to continue; to visit or attend a party or event; to travel with someone else

معنی go along ادامه؛ بازدید یا شرکت در یک مهمانی یا رویداد؛ سفر با کسی دیگر

 We discussed all the company terms and conditions as we went along.

  همانطور که پیش رفتیم همه شرایط و ضوابط شرکت را مورد بحث قرار دادیم.

 I might go along to the party if I finish work soon.

  اگر زودتر کارم را تمام کنم، ممکن است به مهمانی بروم.

 I’ll go along with you to every corner of the globe.

  من با تو به هر گوشه از جهان خواهم رفت.

معنی Go away | جمله با Go away

to leave a place or a person; to leave your home for a period of time

معنی ‌go away به فارسی ترک یک مکان یا یک شخص؛ مدتی خانه خود را ترک کنید

 My family usually goes away during winter break.

  خانواده من معمولا در تعطیلات زمستانی می روند (یعنی این اطراف نیستند).

 I asked him to go away but he still bothered me all the time.

  از او خواستم که برود اما او همچنان مرا اذیت می کرد.

 I’m going to go away this summer.

  تابستان امسال می روم.

معنی Go for | جمله با Go for

to like something; to choose something; to go somewhere to get something; to attack someone

معنی go for چیزی را دوست داشتن انتخاب چیزی؛ رفتن به جایی برای به دست آوردن چیزی؛ حمله کردن به کسی

 I think I’ll go for the red team.

  فکر می کنم تیم قرمز را انتخاب کنم (یا دوست داشته باشم).

 She doesn’t really go for country music.

  او واقعاً موسیقی کانتری دوست ندارد (سمتش نمیره).

 I’m going to go for some cheese.

  من برم کمی پنیر بگیرم.


 فریزال ورب با go و جمله با go در انگلیسی

معنی Go over | جمله با Go over

to check something carefully; to move toward someone or something

معنی go over به فارسی بررسی دقیق چیزی؛ حرکت به سمت کسی یا چیزی

 Can I go over to Harry’s house to do homework with him?

  آیا می توانم به خانه هری بروم تا تکالیفش را با او انجام دهم؟

 I spent an hour going over the contract before signing.

  قبل از امضای قرارداد، برای بررسی دقیق یک ساعت وقت گذاشتم.

 I saw Kim when I had gone over to Texas.

  وقتی به تگزاس رفته بودم کیم را دیدم.

معنی Go across | جمله با Go across

to cross a river, a bridge, or the ocean

معنی ‌go across عبور از یک رودخانه، یک پل یا اقیانوس

 How can we go across this river?

  چگونه می توانیم از این رودخانه عبور کنیم؟

 It took me five hours to go across the lake on a sailboat.

  پنج ساعت طول کشید تا با قایق بادبانی از دریاچه عبور کنم.

 Go across the bridge. The post office is on the right.

  برو از روی پل. اداره پست در سمت راست است.

معنی Go after | جمله با Go after

to try to get something; to follow someone

معنی go after تلاش برای به دست آوردن چیزی؛ دنبال کردن کسی

 I’d gone after him for several hours and realized that he’d had an affair.

  چندین ساعت دنبالش رفته بودم و متوجه شدم که او با هم رابطه نامشروع داشته است.

 The police officers have gone after the trace for days but haven’t found the murderer yet.

  ماموران پلیس روزها به دنبال ردیابی هستند اما هنوز قاتل را پیدا نکرده اند.

 That’s a good opportunity. Go after that job.

  این یک فرصت خوب است. برو دنبال اون کار

معنی Go against | جمله با Go against

to disagree with or oppose someone/something

معنی go against با کسی/چیزی مخالفت یا مخالفت کردن.

 He wasn’t a good leader. Everybody on the team went against him.

  او رهبر خوبی نبود همه اعضای تیم بر علیه او شدند.

 How dare you go against your parents’ wishes?

  چگونه جرأت می کنید برخلاف میل والدینتان عمل کنید؟

 You may lose your job if you go against your boss.

  اگر با رئیس خود مخالفت کنید، ممکن است شغل خود را از دست بدهید.

معنی Go ahead | جمله با Go ahead

to arrive before someone; say to someone when you give them permission to do something; to continue

معنی go ahead به فارسی قبل از کسی رسیدن، به کسی بگویید وقتی به کسی اجازه انجام کاری را می دهید; ادامه دادن.

 Go ahead! You’re almost there.

ادامه بده! شما تقریباً آنجا هستید (رسیدی).

 “Linda, may I have a word with you?” “Sure, go ahead.”

  “لیندا، ممکن است من یک کلمه با شما صحبت کنم؟” “بله بفرمائید.”

 Just go ahead. I’m listening.

  فقط ادامه بده دارم گوش میدم.

معنی Go along with | جمله با Go along with

to agree with someone/something

معنی go along with به فارسی با کسی/چیزی موافقت کردن.

 We didn’t go along with each other in this matter.

  ما در این موضوع با هم موافقت نکردیم.

 I need to persuade my dad to go along with me.

  من باید پدرم را متقاعد کنم که با من همراه شود.

 I don’t go along with his views about the solutions.

  من با نظرات او در مورد راه حل ها موافق نیستم.

معنی Go back on | جمله با Go back on

to not keep your promise; to change your mind

معنی go back on به فارسی به قولت وفا نکنی؛ تغییر نظر دادن.

 Having thought carefully about the issue, he went back on his decision.

  او که به دقت در مورد موضوع فکر کرد، تصمیم خودش را عوض کرد.

 She never keeps her promise. She always goes back on what she has said.

  او هرگز به قول خود عمل نمی کند. او همیشه زیر حرفایش میزند.

 It’s likely that he will go back on his word.

  این احتمال وجود دارد که او زیر قول خودش بزند.

معنی Go before | جمله با Go before

to happen at an earlier time; to be presented for discussion

معنی go before به فارسی اتفاق افتادن در زمان قبلی؛ ارائه شده برای بحث.

 My application has just gone before others.

  درخواست من به تازگی برای بحث به دیگران ارائه شده.

 Henry went before me and prepared everything for the presentation.

  هنری قبل از من رفت و همه چیز را برای ارائه آماده کرد.

 The case will go before the court tomorrow.

  پرونده فردا برای بحث به دادگاه ارائه می‌شود.

معنی Go down | جمله با Go down

to move down to a lower place; to decrease; to be worse

معنی go down به فارسی به پایین حرکت کردن به مکان پایین تر؛ کاهش چیزی؛ بدتر شدن.

 The sun has gone down very early today.

  خورشید امروز خیلی زود غروب کرده است.

 My health has gone down recently.

  سلامتی من اخیراً پایین آمده است.

 The cost of living has gone down.

  هزینه زندگی کاهش یافته است.

معنی Go under | جمله با Go under

to sink below the surface; to be unsuccessful and to stop operating

معنی go under به فارسی فرو رفتن در زیر سطح؛ ناموفق بودن و فعالیت را متوقف کردن.

 Their ship has gone under quickly. There’s no chance that everybody will survive.

  کشتی آنها به سرعت زیر آب رفته است. هیچ شانسی برای زنده ماندن همه وجود ندارد.

 His business is facing the risk of going under.

  کسب و کار او با خطر سقوط مواجه است.

 I’m afraid that if she doesn’t help, our company will go under.

  من می ترسم که اگر او کمک نکند، شرکت ما فعالیتش رو قطع کند.

معنی Go into | جمله با Go into

to start a job; to have a crash; to examine something carefully

معنی go into به فارسی شروع کار؛ تصادف کردن؛ برای بررسی دقیق چیزی.

 He has finally decided to go into teaching.

  او بالاخره تصمیم گرفت به سمت تدریس برود.

 As the little boy was learning how to ride a bike, he went into a tree.

  در حالی که پسر کوچک در حال یادگیری دوچرخه سواری بود، باد رخت برخورد کرد.

 I’ll need two days to go into your proposal. I’ll get back to you later.

  من به دو روز زمان نیاز دارم تا به پیشنهاد شما بپردازم. بعداً با شما تماس خواهم گرفت.

معنی Go off | جمله با Go off

to explode; to leave a place; to suddenly make a loud noise; to stop working; to not like someone/something anymore

معنی go off به فارسی منفجر شدن؛ ترک یک مکان؛ به طور ناگهانی صدای بلند ایجاد کنید؛ متوقف کردن کار؛ دیگر کسی/چیزی را دوست نداشتن.

 My alarm goes off at 6 a.m. every day.

  زنگ ساعت من هر روز ساعت 6 صبح به صدا در می آید.

 The gun suddenly went off while he was fixing it.

  اسلحه در حالی که او در حال تعمیر آن بود ناگهان منفجر شد.

 The power has gone off due to the fire.

  برق به دلیل آتش سوزی قطع شده است.

معنی Go off with | جمله با Go off with

to leave your spouse or partner and start a relationship with someone else; to take away

معنی go off with به فارسی ترک همسر یا شریک زندگی خود و شروع رابطه با شخص دیگری؛ برداشتن.

 I can’t go off with my wife’s best friend.

  من نمی توانم با بهترین دوست همسرم وارد رابطه بشم.

 I hate him. He has gone off with my student.

  ازش متنفرم. او با شاگرد من وارد رابطه شده است.

 That strange man has gone off with my iPhone.

  آن مرد عجیب آیفون من رو برداشته است.

معنی Go through | جمله با Go through

to examine something carefully; to be officially accepted

معنی go through به فارسی بررسی دقیق چیزی؛ به طور رسمی پذیرفته شدن.

 The new law hasn’t gone through yet.

  قانون جدید هنوز تصویب نشده است

 I’ll go through your weekly report before the meeting.

  من گزارش هفتگی شما را قبل از جلسه بررسی خواهم کرد.

 Having gone through around 11 books, I finally found my favorite.

  با مطالعه حدود 11 کتاب، بالاخره مورد علاقه ام را پیدا کردم.

معنی Go through with | جمله با Go through with

to do something that you have planned, especially when it’s unpleasant

معنی go through with به فارسی انجام کاری که برنامه ریزی کرده اید، به خصوص زمانی که ناخوشایند باشد.

 It’s hard to believe that he went through with the divorce.

  باورش سخت است که او برای طلاق برنامه‌ریزی کرده بود.

 In spite of her parents’ efforts to discourage him, he was determined to go through with the wedding.

  علیرغم تلاش‌های والدینش برای دلسرد کردن او، او مصمم بود که عروسی را پشت سر بگذارد.

 If you go through with it, we’re done

  اگر از عهده آن برآیید، کار ما تمام شده است.



فایل صوتی معنی go و گذشته go و جمله با go

go (v): to travel or move to another place

معنی go به فارسی سفر کردن یا حرکت به جای دیگر و فعل است

و سه حالت فعل go و گذشته فعل :

حال go Ingدار go گذشته go P.P go
go going went gone

Use “go” in a sentence

جمله با go در انگلیسی و مثال:

Where did you go last Sunday?

یکشنبه قبل کجا رفتی؟

Do you go to school on foot?

آیا پیاده به مدرسه می روید؟

I’m tired. Let’s go home.

خسته ام. بریم خونه.


و امیدوارم معنی go و جمله با go و گذشته با go در انگلیسی را یاد بگیرید که خیلی در این زمینه به شما کمک می‌کند، خیلی خوشحالیم که در سایت راسا می‌توانیم این جمله‌های پرکاربرد و مهم زبان انگلیسی را به شما علاقه‌مندان آموزش دهیم.

و دوستان عزیز برای اینکه از این به بعد از این جمله‌ها درست استفاده کنید بهتر است که با آن‌ها مثال بیشتری بزنید. یادتان باشد بهترین کار این است که همین الان در قسمت نظرها نظر خود و مثال خودتان را برای ما بگذارید.

و آموزش‌های دیگر ما که در زمینه‌های گرامر، نحوه یادگیری و تفاوت جزئی اما مهم، شاه کلید مکالمه، راسا فریز … هستند را مطالعه کنید و راستی اینستاگرام راسازبان را دنبال کنید.

 

تمام فریزال ورب ها در انگلیسی

فریزال ورب ها در انگلیسی

سه هزار کلمات پرکاربرد انگلیسی

سه هزار کلمات پرکابرد انگلیسی

تمام افعال بی‌قاعده در انگلیسی

تمام افعال بی‌قاعده در انگلیسی


سمت راست بالاترین امتیاز است! چپ کمترین!

میانگین امتیاز تعداد آرا

تا به حال رای داده نشده است. اولین نفر باشید!

فرم را پرکنید در گام کوچک شرکت کنید!

"*" قسمتهای مورد نیاز را نشان می دهد

لطفا فارسی تایپ کنید
لطفا ایمیل اصلی‌تان را وارد کنید
صحیح وارد کنید مثل ۰۹۱۲۳۴۵۶۷۸۹

1 دیدگاه برای “معنی go و جمله با go و گذشته با go

  1. English Lover
    English Lover گفته:

    نداریم آموزش اینقدر کامل و جامع. مرسی از آموزش هاتون. کامل و بی‌نقص

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تلفن همراه *

ورود | ثبت نام
شماره موبایل یا ایمیل خودتان را وارد کنید

اگر عضو نیستید موبایل خودتان وارد کنید

برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
درخواست بازیابی رمز عبور
لطفاً پست الکترونیک یا موبایل خود را وارد نمایید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ایمیل بازیابی ارسال شد!
لطفاً به صندوق الکترونیکی خود مراجعه کرده و بر روی لینک ارسال شده کلیک نمایید.
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد

یادگیری زبان انگلیسی را همین الان شروع کنید، مینی دوره گام در چهار سطح!
۳۸ درس رایگان! همین الان فرصت رو از دست نده!

"*" قسمتهای مورد نیاز را نشان می دهد

لطفا فارسی تایپ کنید
لطفا ایمیل اصلی‌تان را وارد کنید
صحیح وارد کنید مثل ۰۹۱۲۳۴۵۶۷۸۹
افعال بی‌قاعده در زبان انگلیسی

افعال بی‌قاعده انگلیسی

تمام افعال بی‌قاعده را برای همیشه یاد بگیرید!
پکیج ویدئو و PDF و عکس برای یادگیری راحت افعال بی‌قاعده

۹۹ هزار تومان

فقط ۷۹ هزار تومان