راسا فریز

معنی make | گذشته make | فریزال ورب های make

سجاد شریفیان

دانلود ویدئو

معنی make | گذشته make | فریزال ورب های make

معنی make | گذشته make | فریزال ورب های make

در این آموزش رایگان زبان انگلیسی می‌خواهیم معنی make | گذشته make | فریزال ورب های make در انگلیسی یاد بگیریم، پس سلام به همراهان گروه آموزشی راسا و علاقه‌مندان به یادگیری زبان انگلیسی و مخصوصا دوستانی که به آموزش‌های”کلمات پرکاربرد انگلیسی” علاقه دارند. به فایل صوتی زیر گوش بدید.

و سه حالت فعل make و گذشته فعل make :

حال make Ingدار make گذشته make P.P make
make making made made

 

معنی make | گذشته make | فریزال ورب های make در انگلیسی

معنی Make for | جمله با Make for

to move toward a place; to help make something happen

معنی Make for حرکت به سمت یک مکان؛ کمک به اتفاق افتادن چیزی.

   He finished his last words and made for the door.

    آخرین کلماتش را تمام کرد و به سمت در رفت.

 Playing games doesn’t make for a good job.

  بازی کردن باعث و کمکی برای کار خوب نمی‌شود.

 My careful consideration made for great decisions.

  توجه دقیق من کمک برای تصمیمات بزرگ شد.

معنی Make up | جمله با Make up

to invent a story or excuse; to put on make-up; to become friends again

ساختن یک داستان یا بهانه؛ آرایش کردن؛ دوباره دوست شدن

   Sorry, that was the story that I made up.

    ببخشید این داستانی بود که من ساختم.

   She usually spends an hour making herself up before parties.

    او معمولاً قبل از مهمانی ها یک ساعت وقت می گذارد تا خودش را آرایش کند.

 That’s my fault. I’ll make it up to her.

  این تقصیر من است من آن را برای او جبران می کنم.

معنی Make up for | جمله با Make up for

to do something to correct your faults

انجام کاری برای درست کردن اشتباهی که کردید

 Her diligence makes up for her inexperience.

  سخت کوشی او بی تجربگی او را جبران می کند.

 Nothing can make up for what he has done to my family.

  هیچ چیز نمی تواند کاری را که او با خانواده من انجام داده جبران کند.

 I bought a present to make up for being late.

  برای جبران تاخیرم هدیه خریدم.

معنی Make over | جمله با Make over

to legally make someone the owner of something; to change the appearance of someone or something

شرعاً کسی را مالک چیزی کردن. تغییر ظاهر کسی یا چیزی

This house was made over to his son.

این خانه رسما به پسرش واگذار شد.

 My grandparents made their properties over to my dad.

  پدربزرگ و مادربزرگم اموال خود را به پدرم واگذار کردند.

 Can you make over these old jeans?

  آیا می توانید این شلوار جین قدیمی را تغییر شکل بدید؟

معنی Make out | جمله با Make out

to successfully deal with something; to touch someone in a sexual way or to have sex with someone; to understand someone’s characters

مقابله موفقیت‌آمیز با چیزی؛ دست زدن به کسی از راه جنسی یا داشتن رابطه جنسی با کسی. درک شخصیت کسی.

 He can never make me out.

  او هیچ وقت نمی تواند من را شخصیت منو درک کند.

 He struggled to make out with his new business.

  او به سختی توانست با کسب و کار جدیدش کنار بیاید. (با کسب و کار جدیدش به موفقیت برسه)

 He made out with his best friend last night.

  دیشب با بهترین دوست رابطه (جنسی) برقرار کرد.

معنی Make of | جمله با Make of

to understand someone or the meaning of something

فهمیدن کسی یا معنای چیزی.

 I’m confused about what to make of her statement.

  من گیج هستم که معنی اظهارات او را بفهمم.

 He’s so cold. I don’t know what to make of him.

  اون خیلی سرده نمی‌دونم چطوری بفهممش.

 What do you make of her speech?

  نظر شما از صحبت های او چیست؟

معنی Make off | جمله با Make off

to escape

معنی فرار کردن میده.

 The murderers made off before the police arrived.

  قاتلان قبل از رسیدن پلیس فرار کردن.

The kids broke my window and made off afterward.

  بچه ها شیشه ام را شکستند و بعد فرار کردند.

معنی Make out of | جمله با Make out of

Make out of

to create something from another thing; to interpret someone or something

ایجاد چیزی از چیز دیگر; تفسیر کسی یا چیزی

 They made this dog out of cartons.

  آنها این سگ را از کارتن درست کردند.

 What do you make out of this message?

  چه نتیجه ای از این پیام دارید؟

 This robot is made out of plastic and wood.

  این ربات از پلاستیک و چوب ساخته شده است.

معنی Make way | جمله با Make way

Make way

to move aside so that someone or something can pass; to make room for something

کنار رفتن تا کسی یا چیزی بگذرد. برای چیزی جا باز کردن.

Trees were cut down to make way for tall buildings.

درختان را قطع کردند تا راه را برای ساختمان های بلند باز کنند.

 They all stepped back to make way for the celebrities.

  همه آنها عقب رفتند تا راه را برای افراد مشهور باز کنند.

 Make way, please. The ambulance is coming through.

  راه را باز کن لطفا آمبولانس در حال آمدن است.

معنی Make toward | جمله با Make toward

Make toward

to move toward someone or something

حرکت به سمت کسی یا چیزی

 He hasn’t fully recovered from the operation. He couldn’t even make it toward the bathroom.

  او پس از عمل به طور کامل بهبود نیافته است. او حتی نتوانست خود را به سمت حمام-دستشویی برساند.

 She quickly made it toward the gate and disappeared in the dark.

  او به سرعت خود را به سمت دروازه رساند و در تاریکی ناپدید شد.

 We’d better make it toward the shore.

  بهتر است به سمت ساحل برویم.


و امیدوارم معنی make | گذشته make | فریزال ورب های make در انگلیسی را یاد بگیرید که خیلی در این زمینه به شما کمک می‌کند، خیلی خوشحالیم که در سایت راسا می‌توانیم این جمله‌های پرکاربرد و مهم زبان انگلیسی را به شما علاقه‌مندان آموزش دهیم.

و دوستان عزیز برای اینکه از این به بعد از این جمله‌ها درست استفاده کنید بهتر است که با آن‌ها مثال بیشتری بزنید. یادتان باشد بهترین کار این است که همین الان در قسمت نظرها نظر خود و مثال خودتان را برای ما بگذارید.

و آموزش‌های دیگر ما که در زمینه‌های گرامر، نحوه یادگیری و تفاوت جزئی اما مهم، شاه کلید مکالمه، راسا فریز … هستند را مطالعه کنید و راستی اینستاگرام راسازبان را دنبال کنید.

 

تمام فریزال ورب ها در انگلیسی

فریزال ورب ها در انگلیسی

سه هزار کلمات پرکاربرد انگلیسی

سه هزار کلمات پرکابرد انگلیسی

تمام افعال بی‌قاعده در انگلیسی

تمام افعال بی‌قاعده در انگلیسی


سمت راست بالاترین امتیاز است! چپ کمترین!

میانگین امتیاز تعداد آرا

تا به حال رای داده نشده است. اولین نفر باشید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تلفن همراه *